
اینک
رهگذر ِاشکهایت
سَت و سیر ِتنهایی
وعشقَت لایق ِریشم!
استنشاق ِ هوای بارانی
تقاص ِ لحظه های ِ جداییست
و تصاحبِ مساحت ِقلبی سرد
آز ِعطش ِعشقی
سهم ِقراضه دلی تنها
وموحش شبی بود آن شبها
که حذر، هشداری بود
جانسوز
وفاصله ، تجربه ای
بی هوده
وآنک
مردد و دودل
چشمانت می لرزید
و برودت ِدستانت
حرارتم را ذوب می کرد
والباقی:
عشقی ست همه جانکاه...
پ.ح

نوازنده سه تار: محمدرضا لطفی


