
به سبک خون منتشر تقدیم به خواهری که هم زیبا بود هم فهمیده اما...
هیچکس تو را نمی شناسد و نخواهد شناخت
اما من برایت می نویسم
تویی که دیگرانت فریفتند
برای تو می نویسم
می نویسم از رُخت تا خودت...
ازآن موهای خرمایی و خنده های ژرف
وزان ژرفای اندیشه ای که دوستی را به من آموخت...
هنوزهم در خاطرم مانده
که عشق می ورزیدی بی قس
وچه پر درد می شکستی _
در جواب نابجای حرف آن سنگ طلبکار!
وحیران از آنکه
چرا انسان ها را محبت اندازه باید!
وجفا را شایسته، شاید!
هنوز خاطرم هست
زیبایی ات چه مسحور
و دستانت زلال تنهایی بود...
اما بایسته آن که میدانستی
تنها یک نفر
بجانت
گوش جان می سپارد!
پی نون : فعلا تا پایان امتحانات (تاریخ /آخرین امتحان ۷/۱۱)

نوازنده سه تار: محمدرضا لطفی


