معمولا در آل ما در پس جفای یار سینه سر باز میکنه و طبع اُسکلی بیداد.... پس آمدم چون: تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد اما شما: اگر از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره بجایی نرسد پس: گر نبود مستمعی هوشیار طبع سخن از متکلم مجوی فسحت میدان ارادت بیار تا بزند مرد سخنگوی گوی اما: من به راهم باید بروم نکته : اگر کسانی که لینک کردم منو لینک نکردن تعجب نکنید چون از هر نوشته ای خوشم آمد لینک خواهم کرد حتی... وچون دوست داشتم و لینک کردم دیدگاهشون تا زمانی که لینکن قابل تایید هست. خلاصه: تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی × × ×